نیما
آي آدمها كه بر ساحل نشسته شادو خندانيد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان...
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 16:5 توسط آواژیک
|
من آن خزان زده برگم که باغبان طبیعت برون فکنده مرا ز گلشن خویش به جرم چهره ی زردم